شب یلدای امسال - تاریخ: 1396/11/23 ساعت: 16:43
کاش میشد یه جوری از زیر این مهمونی شب یلدا در رفت. حوصله ندارم اصلا. نمیدونم باید چه لباسی بپوشم. لباسای قبلیم که اندازم نیست. لباسهای جدید بارداری هم که گرفتم دیگه خیلی گشاده. زیاد خوشم نمی یاد. کلی خرید دارم ولی اصلا حال ندارم برم انجامشون بدم. قرار بود این هفته یه خانمی بیاد خونمون خونه رو تمیز ک...
سلام به دوستان - تاریخ: 1396/11/23 ساعت: 16:43
آخ تو شب یلدای منی دیوونه دوست داشتنی لبای تو رنگ اناره و هندونه شیرینیش کم می یاره و ......... چرا من این آهنگو اینقده دوست دارم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بزارین از روز پنج شنبه براتون بگم. کله صبح از خواب بیدار شدم. گفتم امروز دیگه باید به کارهام برسم. رفتم دوش گرفتم. خوشگل کردم لباس پوشیدم و رفتم بیرون. ماشی...
پسر خاله - تاریخ: 1396/11/23 ساعت: 16:43
مرسی از دوستان که پیگیر بودین. ببخشید کامنتا رو بدون جواب تایید کردم. حالم اصلا خوب نیست. پسر خاله م همون شب تصادف جا به جا فوت کرد.
ماجرای تلخ - تاریخ: 1396/11/23 ساعت: 16:43
یکشنبه هفته قبل صبح که داشتم می یومدم اداره، وقتی ماشینو از پارکینگ درآوردم دیدم مادرم با چشمهای قرمز داره میره بیرون. ساعت 7 صبح بود. بابامم تو ماشینش بیرون نشسته بود که وقتی ماشین منو دید رفت از کوچه بیرون. به مامانم گفتم کجا این وقت صبح؟؟!! گفت مادرشوهر خاله مریضه حالش بده بیمارستان بستریه. داریم...
شرح حال این روزهام - تاریخ: 1396/11/23 ساعت: 16:43
خب دو هفته از اون تاریخ میگذره و من یواش یواش با خودم کنار اومدم. البته هنوز هم وقتی یادم می یاد انگار یکی قلبمو میگیره و محکم فشار میده. ولی حداقل پذیرفتم که رفته و دیگه برنمیگرده. تو این مدت مراسم زیاد بود. چندین بار ختم گرفتن و من تقریبا تو تمام مراسمها شرکت کردم. بخاطر همین هم سرماخوردم و کمی گل...
پایان دی ماه - تاریخ: 1396/11/23 ساعت: 16:43
از این که اولین ماه زمستون داره تموم میشه خوشحالم. اولا نشونه اینه که زمان داره میگذره. من به خلاصی نزدیکتر میشم. دوما سرما هم یک سومش رفت. دیگه بعد زمستون نمی لرزم. سوما بهار فکر کنم انرژیم بیشتر باشه راحت تر بتونم برم بیرون. الان از بیرون رفتن فوبیا دارم. از بس سردمه و فشارم پایینه. هنوز سونو غربا...
بهمن ماه امسال - تاریخ: 1396/11/23 ساعت: 16:43
پنج شنبه این هفته یعنی 12 بهمن روز تولدمه. من معمولا اول هر سال سررسیدی که بهمون میدن رو یه نگاه کلی میندازم بعد توی روز 12 بهمن یه چیزی برای خودم مینویسم. امسال نوشته بودم Are you pregnant now دیروز که رفتم روز تولدمو دیدم جلوی این سوال یه yes بزرگ هم نوشتم ولی زیرش یه چیز دیگه هم نوشتم. It's been ...
جابجایی اتاقها - تاریخ: 1396/11/23 ساعت: 16:43
همکاران عزیز اداره چه دغدغه هایی دارن. تا چند ماه پیش همش میگفتن فلانی (من) چرا بچه نمی یاره. هی مینشستن حساب کتاب میکردن میگفتن تا کی میخواد صبر کنه. حالا می فرمایند فلانی چرا شکمش بزرگ نمیشه. نمیدونستم همکارا می شینن شکم منم سانت میزنن. والا. البته مستقیم به خودم نمیگن. به گوشم میرسه این حرفا. نمی...
اتفاقات آخر هفته - تاریخ: 1396/7/21 ساعت: 23:45
چهارشنبه هر هفته درواقع آخرین روز کاری ما محسوب میشه. درنتیجه چهارشنبه که میرم خونه یه حس خوبی دارم که فردا و پس فرداش تعطیلم. با خیال خوش داشتم سریال هامو میدیم که همسر ساعت 8 شب تماس گرفت که همراه دوستاش میره قهوه خونه و بعد از یکی دوساعت می یاد خانه. با خودم گفتم چه خوب. سکان کنترل تلویزیون دست خ...
ضامن - تاریخ: 1396/7/21 ساعت: 23:45
بالاخره رفت دنبال وامش. 3 تا ضامن میخواد. اولیش که منم. دومی و سومی که همکاراشن. یکیش هم شناسنامه هم کارت ملیشو گم کرده . تازه میخواد بره دنبال صدور مجدد کارت ملی و شناسنامه اش. یکی دیگه دسته چک بهش نمیدن چون برگه های چکشو معلوم نیست کجاها داده و چقدر بدهی داره و .... قرار بود بره دنبال دسته چک که د...
هفته ای که گذشت - تاریخ: 1396/7/21 ساعت: 23:45
هفته سخت و پراسترسی بود. ولی نتیجه مثبت بود. ما بالاخره خونه رو خریدیم. البته همچنان وام رو نتونستیم بگیریم. مبلغ وام رو گذاشتیم برای چک بعدی. ایشالا که تا اون موقع درست میشه و به مشکل بر نمیخوریم. در راستای خرید خونه از یه استراتژی ویژه استفاده کردم. پدر و مادرش که برای تاسوعا و عاشورا تشریف فرما ش...
گرسنگی نیمه شب - تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 2:00
تا حالا شده ساعت 2 نیمه شب بیدار شین و برین بادمجون سرخ کرده با پیاز بخورین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ همسر دیشب فوتبال داشت. ساعت 10 تا 12. تا ساعت 5 دقیقه به 10 هم داشتیم با هم game of thrones میدیدم. ساعت 5 دقیقه به 10 عین جت رفت که به فوتبالش برسه. منم چراغها رو خاموش کردم و تی وی رو هم همچنین و رفتم که بخوابم. ...
اصول مهم زندگی - تاریخ: 1396/6/13 ساعت: 22:43
یه چند وقتی هست که دو اصل مهم رو تو زندگیم رعایت میکنم. حداقل سعی میکنم رعایت کنم و اتفاقاً باعث شده خیلی راحتتر و آرومتر زندگی کنم. الکی حرص نمیخورم. بیش از حد فکر نمیکنم. بیشتر تو لحظه زندگی میکنم. توقع از هیچ کس ندارم. به خودم متکی هستم. برای هیچ چیزم خودمو ناراحت نمیکنم. این دو اصل اینها هستن: 1...
همسر - تاریخ: 1396/6/7 ساعت: 11:06
نمیدونم چند نفر تو این دنیا هستن که مثل من از شوهرشون بیزارن. آدم چقدر راحت میتونه کاری کنه که همسرش ازش بیزار بشه. این اصلا هنر نیست. چرا مردا نمیفهمن؟ این روزا درگیر مسئله خرید خونه هستیم. نه خود مسئله خرید خونه. درگیر مسئله راه انداختن همسر برای رفتن به مشاوران املاک. هر روز یه بهانه می یاره. یه ...
نمیشه فرار کرد - تاریخ: 1396/6/7 ساعت: 11:06
دیشب بعد از مدتها زود خوابیدم و صبح هم راحت بیدار شدم. مثل همیشه برای خودم نسکافه درست کردم و همزمان تلگرام هم چک میکردم. متوجه شدم مشکلی که دیروز با تلگرام داشتم امروز صبح حل شد. دیروز خیلی باهاش کلنجار رفتم. حتی تلگرامم رو uninstall کردم دوباره نصبش کردم بازم مشکل برطرف نشد تازه تو نصب دوباره چقدر...
ازدواج یکی از سلبریتی های ایران - تاریخ: 1396/6/7 ساعت: 11:06
امروز با یه خبر شوک آور شروع شد البته برای من. شنیدم و دیدم ازدواج مجدد ب.ه.ا.ر.ه ر.ه.ن.م.ا رو. اولین سئوالی که به ذهنم خطور کرد این بود؟ چرا؟؟؟؟؟؟؟؟ واقعا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مشکل هر چی بود تو ازدواج بود که تموم شده بود . چرا دوباره این حلقه اسارت رو دستش کرد اونم با یه آدم دیگه که راستشو بخواین از قیاف...
عامل مرگ - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:11
دقت کردین جدیدا اکثر مرگها با سرطانه؟؟ کمتر کسی هست که بخاطر کهولت سن بمیره. حداقل این چند وقته خیلی شنیدیم که فلانی سرطان گرفته و ... مثل دوران قدیم که تو هر زمانی یه نوع بیماری عامل مرگ اکثریت میشد مثل طاعون. مثل وبا. مثل آبله. که هیچ راه درمانی نداشت و همه رو میکشت. تو دوره ما این سرطان شده غول ب...
سفر به سواحل آنتالیا - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:11
بنظرتون من تا 5 شنبه لاغر میشم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ امروز سه شنبه ست. از دیروز تا حالا 100 بار رفتم رو ترازو. چرا کم نمیکنم پس؟؟؟ دیروز داشتم لباسامو جمع میکردم برای سفر. همه رو هم دونه دونه پوشیدم تا ببینم قراره چه شکلی باشم. اضافه وزن رو تو لباسهای اینچنینی خیلی بهتر میشه فهمید. من البته چون پیش بینی میکردم ...
سفرنامه (هر روز بعد از ساعت کاری این پست در وضعیت عدم نمایش قرار میگیرد، جهت جلوگیری از به دار آویخته شدن) - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:11
من تازه فهمیدم با چه خانواده ای وصلت کردم. واقعا راسته که میگن آدم تو سفر همدیگه رو میشناسه. اگه بخوام تو یه جمله خلاصه کنم فقط میتونم بگم دیگه غلط کنم باهاشون برم سفر. البته با من بد نبودن ولی کارهایی میکردن که من حرص میخوردم. اولا من تازه فهمیدم پدرشوهر هم زیاد نوشیدنی میخوره و وقتی م.س.ت میشه حرک...
رویای زندگی گذشته - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 17:43
یه اتفاق جالب افتاد. من دیروز داشتم ادامه کتاب سفر روح رو میخوندم. یه قسمتی درباره این بود که خیلی از رویاهایی که ما می بینیم بی دلیل نیست. بیشترشون مربوط به زندگی های گذشتمونه. ولی ما معمولا رویاهامونو به خاطر نمی یاریم. روشهایی رو یاد میداد تا بتونیم رویاهامونو به خاطر بسپاریم. خب من رو این قسمت خ

برچسب‌های مرتبط

زمستون سرده دمش گرم | زمستون سرد دمش گرم | زمستون سرده خدا دمش گرم | آنچه گذشت شد سرگذشت | آنچه گذشت | آنچه گذشت به انگلیسی | مهمانهای ناخوانده | مهمانهای ناخوانده تهران | مهمانهاي ناخوانده | دیسپورت چیست