
خب دو هفته از اون تاریخ میگذره و من یواش یواش با خودم کنار اومدم. البته هنوز هم وقتی یادم می یاد انگار یکی قلبمو میگیره و محکم فشار میده. ولی حداقل پذیرفتم که رفته و دیگه برنمیگرده. تو این مدت مراسم زیاد بود. چندین بار ختم گرفتن و من تقریبا تو تمام مراسمها شرکت کردم. بخاطر همین هم سرماخوردم و کمی گلودرد و سرفه داشتم که مجبور شدم برم دکتر و بهم یه مقدار دارو داد که تو این یه هفته مرتب مصرف کردم تا حالم بهتر بشه. دوره سختی بود. حالم اصلا خوب نبود. این سرما خوردگی مشکلاتی که تو بارداری داشتم رو تشدید میکرد. خیلی بی حال بودم. نه میتونستم بخوابم نه میتونستم بشینم نه میتونستم استراحت کنم. تو هر شرایطی که بودم اذیت میشدم. هنوز هم حالم خیلی مساعد نیست. و برای من خیلی آزاردهنده ست. همه میگفتن بعد ا...
ادامه مطلب
من تازه فهمیدم با چه خانواده ای وصلت کردم. واقعا راسته که میگن آدم تو سفر همدیگه رو میشناسه. اگه بخوام تو یه جمله خلاصه کنم فقط میتونم بگم دیگه غلط کنم باهاشون برم سفر. البته با من بد نبودن ولی کارهایی میکردن که من حرص میخوردم. اولا من تازه فهمیدم پدرشوهر هم زیاد نوشیدنی میخوره و وقتی م.س.ت میشه حرکاتی داره که من واقعا چندشم میشه. زیادی مهربون میشه. میرقصه. شاده. و کارهای میکنه که اصلا و ابدا در حد سن و سالش نیست. نزدیک 60 سالشه. اصلا و ابدا مناسب سنش رفتار نمیکنه. اصلا قابل احترام نیست. از یه همچین پدری پسر بهتری نمیتونست تربیت بشه. حرکاتش و کارهاش رو اعصاب من بود. اصلا تحملشو نداشتم. جالبه ...
ادامه مطلب
حدود یه ماه قبل از ولنتاین داشتم از یه جایی رد میشدم دیدم یه ست فنجان و قندون یه نفره پشت ویترینه. رنگ آبی. خوشگل بود منو یاد سریال منتالیست انداخت. یه سریالی هست تو تی وی پرشیا پخش میشه روزهای زوج ساعت 7 غروب به اسم منتالیست. خیلی قشنگه. منو همسر جدیدا سریالهای این شبکه رو نگاه میکنیم. خیلی خیلی فی...
ادامه مطلب
کلا اصلا و ابدا ازاینجور کارها خوشم نمی یاد. و معمولا هم سعی میکنم تو اینجور مسائل دخالت نکنم. ولی .... یادمه اولین باری که دوست همسر که تو محل کاررئیسش محسوب میشه اومده بود خونمون به من گفته بود یه مورد خوب برای ازدواج نمیشناسین که بهم معرفی کنین؟ من زیاد حرفشو جدی نگرفته بودم به چند دلیل... 1- پسر خوش قیافه و خوش تیپیه شغل و درآمد خوبی هم داره یه ماشین خارجی گرون قیمت هم داره جوون هم هست 32 سالشه. مطمئنا دخترهای زیادی دور و برش هستن. مگه میشه کسی رو نداشته باشه؟ 2- درمورد اخلاق و رفتارش چیز زیادی نمیدونستم فقط میدونستم که تو کارش جدی و سیاستمداره. و بارها پیش اومده بود همسر ازش دلخور بود و میگفت زنگ میزنه سرم داد میزنه. درنتیجه نگران این بودم که نکنه بداخلاق باشه.(چون یه سگ اخلاق خودم تو خ...
ادامه مطلب