
الان دو شبه که تو خونه با آدرین تنهاییم. انقده خوبه. نمیدونم چرا ولی همیشه از تنهایی استقبال میکردم. این دفعه فکر میکردم با بچه بهم سخت میگذره. ولی راستشو بخواین ته دلم از اینکه همسر نیست احساس رضایت ...
ادامه مطلب
خب دو هفته از اون تاریخ میگذره و من یواش یواش با خودم کنار اومدم. البته هنوز هم وقتی یادم می یاد انگار یکی قلبمو میگیره و محکم فشار میده. ولی حداقل پذیرفتم که رفته و دیگه برنمیگرده. تو این مدت مراسم زیاد بود. چندین بار ختم گرفتن و من تقریبا تو تمام مراسمها شرکت کردم. بخاطر همین هم سرماخوردم و کمی گلودرد و سرفه داشتم که مجبور شدم برم دکتر و بهم یه مقدار دارو داد که تو این یه هفته مرتب مصرف کردم تا حالم بهتر بشه. دوره سختی بود. حالم اصلا خوب نبود. این سرما خوردگی مشکلاتی که تو بارداری داشتم رو تشدید میکرد. خیلی بی حال بودم. نه میتونستم بخوابم نه میتونستم بشینم نه میتونستم استراحت کنم. تو هر شرایطی که بودم اذیت میشدم. هنوز هم حالم خیلی مساعد نیست. و برای من خیلی آزاردهنده ست. همه میگفتن بعد ا...
ادامه مطلب
من تازه فهمیدم با چه خانواده ای وصلت کردم. واقعا راسته که میگن آدم تو سفر همدیگه رو میشناسه. اگه بخوام تو یه جمله خلاصه کنم فقط میتونم بگم دیگه غلط کنم باهاشون برم سفر. البته با من بد نبودن ولی کارهایی میکردن که من حرص میخوردم. اولا من تازه فهمیدم پدرشوهر هم زیاد نوشیدنی میخوره و وقتی م.س.ت میشه حرکاتی داره که من واقعا چندشم میشه. زیادی مهربون میشه. میرقصه. شاده. و کارهای میکنه که اصلا و ابدا در حد سن و سالش نیست. نزدیک 60 سالشه. اصلا و ابدا مناسب سنش رفتار نمیکنه. اصلا قابل احترام نیست. از یه همچین پدری پسر بهتری نمیتونست تربیت بشه. حرکاتش و کارهاش رو اعصاب من بود. اصلا تحملشو نداشتم. جالبه ...
ادامه مطلب
خیلی خوشحال بودم که دو روز وسط هفته تعطیلیم و کلی استراحت میکنم و تمام خستگیهام میره. اول صبح یه نگاه به خونه کردم گفتم بزار خونه رو تمیز کنم بعد استراحت میکنم. افتادم به جون خونه. جارو برقی کشیدم. میزها و سایر لوازم رو دستمال کشیدم .. آشپزخونه رو تمیز کردم. گاز رو تمیز کردم. ظرفارو شستم. غذا درست ک...
ادامه مطلب
دیروز به همراه دوستان رفتیم جنگلهای کوهستانی اطراف. بسیار زیبا و بسیار خنک و مطبوع بود. غذا هم خیلی چسبید. از اول که راه افتادیم همه هچی خوب بود. از آش اول صبحش که تو یه امامزاده بهمون دادن تا تفریح و گشت و گذار تو جنگلهای پر فراز و نشیب. کنار رودخونه نشستن و گذر آب رو دیدن و با یه تیکه چوب نازک تو...
ادامه مطلب